چون هجرت آفتاب از زرد به سرخ
به یاد قیصر امین پور در روزهای بی قیصری
یک سال است که قصر شعر و ادبیات ایران بی قیصر است. مردی که «در کوچه ی آفتاب» زیست، «طوفان در پرانتز» را خلق کرد، «مثل چشمه، مثل رود» شد، «بی بال پر پریدن» را آموخت، «آینه های ناگهان» را به ارمغان آورد و «دستور زبان عشق» را صادر کرد.
قیصر امین پور، «هنرمندی بود که دور پادشاهی اش فرون تر از زمان و مرزهای کشورش فراتر از زمین بود» پس بعید نیست که هنوز در کشور دل ها عزای عمومی باشد و زبانه های حسرت رفتنش هنوز هم شعله ور،
قیصر امین پور شاعری بود که در این روزگار التهاب و اضطراب، لحظه های نابی را آفرید و آن را سخاوتمندانه تقدیم مخاطب کرد. ممکن است برخی از سروده های قیصر به جهت صراحت و صداقتش برای او ایجاد دردسر کرده اند اما هیچ کس با خواندن و شنیدن آثارش دچار سردرد نمی شود. بگذارید بجای بازخوانی و بررسی اشعارش از خودش برایتان بنویسم. شاعری که خودش را این گونه سرود
.... من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند/ درد حرف نیست/ درد نام دیگر من است/
من چگونه خویش را صدا کنم؟
یک: قیصر امین پور صاحب امپراطوری وسیعی بود و بر جان های زیادی فر مان روایی می کرد، بدون این که این امارت را با قوه ی قهریه و یا پسرخاله بازی های متداول و بده و بستان هایی که دانم و دانی بدست بیاورد. قیصر در میدان کار و گام به گام به موازات سپید شدن موهایش بزرگ شد. نه در صفحه ی مطبوعات و عکس ها و مصاحبه ها و ملاحظات ژورنالیستی. قیصر اهل سکوت و مدارا بود، تأملاتش رشک برانگیز است. بی ادعایی و صداقت او در اوج شکوه، رفتار پیامبرانه ای را در ذهن مبتادر می سازد. او اهل خودگویی ، خودزنی و تخریب و تخلصه نبود، تنها مصاحبه ی مفصل با قیصر، مصاحبه ی موجود در سازمان اسناد و کتابخانه ی ملی ایران است که در تاریخ 22 فروردین 86 صورت گرفت.
در این مصاحبه علیرغم سئوالات مکرر مصاحبه کنندگان، قیصر به سادگی و بی نیازی از کنار مسائل می گذرد و همه را در حسرت یک ادعا وامی نهد.
دو: قیصر به تمام معنا شاعر بود، فراز و فرود در عالم هنری جدی است، رفتار هنرمندانه با پارامترهای موجود و معقول قابل سنجه نیست پس بروز رفتارهای شاعرانه و غیرمتداول از او که غرق در دنیای حس و عاطفه بود، بعید نیست. که یکی از بارزترین آنها، انصراف از رشته ی دامپزشکی، پس از طرح تشریح کبوتر در جلسه ی آینده ی درس از طرف استاد بود. قیصر از این که مبادا چشمش به بی هوشی و احیاناً کشتار کبوتری بیفتد، کار را یکسره کرد و دانشکده ی دامپزشکی را رها کرد. و آینده ی شغلی اش را فدای دل نازک و احساسات لطیفش کرد. از کدام قیصر در تاریخ چنین نشانی دارید؟
سه: قیصر امین پور بی تردید «ملک الشعرای انقلاب» بود و از پیشگامان تاسیس حوزه ی هنری در سال 1358. تأثیر محیط جنگ زده ی زندگی قیصر، تجربه ی حضور در جبهه، تعهد اجتماعی در واکنش به مهم ترین موضوع جامعه و... البته زبانه های این آتش درون را تشدید می کرد و او هنرش را در خدمت انقلاب و ادبیات پایداری قرار داد. قیصر امین پور خالق طولانی ترین شعر جنگ و عالی ترین سروده های شعر انقلاب و ادبیات دفاع مقدس است. و چنان که مقام معظم رهبری فرمودند: «درگذشت او آرزوهایی را خاک کرد...».
چهار: امین پور تنها شاعر معاصر است که جان های علاقه مند، چاپ آثارش را انتظار می کشید. و قبل از خود، مخاطب چشم به راه چاپ و نشر دل سروده های او بود. به اذعان اهالی ادب، چاپ هر کتاب امین پور یک اتفاق بود. چاپ های مکرر با تیراژ بالا ی، آینه های ناگهان، گل ها همه آفتاب گردانند و دستور زبان عشق اینها را می گویند.
پنج: قیصر را از دو جهت می توان «سعدی زمانه» نامید، اول شیوه ی «سهل و ممتنع» ای که در اکثر آثارش وجود دارد. تصاویر بکر و شاعرانه، با زبانی نرم و واژگانی امروزی و مهندسی موفق ابیات و مصاریع و خلاقیتی ساحرانه، از مختصات آثار این شاعر است. به گواهی آثار، او بهترین و رساترین واژگان را از میان معادل ها و مترادفات برای بیان مقصود خود برگزیده است. و دیگر این که بسیاری از ابیات و مصاریع قیصر در اعماق لایه های مختلف اجتماعی رسوخ و رسوب کرده است و تبدیل به ضرب المثل شده اند. به طور قطع می توان گفت در روزگار معاصر قیصر در این زمینه رکورد داراست و هیچ شاعری این اقبال را نیافته است.
شش: حضور در کتاب های ادبیات مقاطع مختلف تحصیلی یکی دیگر از امتیازات قابل ذکر قیصر است. این حضور بیانگر این است که قیصر با چشمی مرکب نگاه می کند و وقت و انرژی خود را در سطوح مختلف تقسیم کرده است. این آثار قبل از این که جزو آثار سفارشی و ویژه باشند، هم در فرم و هم در محتوا، خلعت و خلقتی روان شناسانه دارند. کمترکسی را سراغ داریم که سفره ی دلش را به این گستردگی پهن کرده باشد و بتواند آن را حفظ کند و تیغ طعنه و طغیان معاندین را کند سازد. اما قیصر این گونه بود و ماند بطوری که جریانی که بعد از چاپ کتاب «آینه های ناگهان » و خروج او از حوزه ی هنری در سال 1366 در پی حذف و نادیده انگاری قیصر بود و حضورش را در رسانه ملی محدود و مخدوش کرد و حتی نگذاشت کتاب «سنت و نوآوری در شعر معاصر» او علیرغم کسب امتیاز لازم، کتاب سال گردد و... نتوانست در پروژه ی حذف قیصر در کتاب های درسی موفق شود.
هفت: قیصر امین پور در اکثر قالب های شعری با مضمونه های متفاوت آثار فاخر و ماندگاری دارد. قالب های رباعی، چهارپاره، دوبیتی، غزل، مثنوی، شعر نیمایی، سپید، طرح و... که هر کدام دارای سکُر و حلاوتی ویژه اند و بسیاری از این آثار اکنون در حافظه ی جامعه و کتیبه ی روزگار ثبت و درج شده اند. هم چنین بیست و یک اثر از سرودها، تصنیف ها و ترانه های قیصر توسط آهنگ سازان و خوانندگان و در کاست هایی با تیراژ بالا ارائه شده اند.
هشت: باید اذعان کرد که قلم قیصر، قلمی سحرانگیز و طوفان زا بود، خلاقیت وجه بارز همه ی آثاری است که از او به یادگار مانده است. از شعرهای او که بگذریم این نوزایی و متفاوت اندیشی او در کتاب های «سنت و نوآوری در شعر معاصر»، «شعر و کودکی» ، «طوفان در پرانتز» ، «بی بال پریدن» ، «ظهر روز دهم» و... با چشم غیر مسلح قابل دیدن است. زیبا ترین نامی که برای آثار قیصر امین پور می توان برگزید «قیصرانه ها» است.
قیصر امین پور، اگر چه به جای همه ما نخندید، اما به جای همه ی ما درد کشید، غصه خورد، صریح و بی پرده نابسامانی ها را به تصویر کشید، طول عمری نداشت اما عرض عمرش بیش از حد تصور است.
فرمان روایی قیصر بر جغرافیای جان ها تا قرن های متمادی و ابدیت ادبیات منقرض نخواهد شد و این حکمی است که می توان فقط در مورد الهگان هنر صادر کرد.
قیصر در بستر و چشم انداز جغرافیای ادبیات ایران یک قله است، قله ی بی همانند دماوند، و مرگ کوچک تر از آن است که او را در مشت و منقار مرد افکنش مچاله کند.
او در سال های بسیار دیر و دور، هجرتش را چنین سرود.
من هم سفر شرابم از زرد به سرخ
یا همره اضطر ابم از زرد به سرخ
یک روز به شوق، هجرتی خواهم کرد
چون هجرت آفتاب از زرد به سرخ
