ادبیات جاده ای و نقش پارادکسیکال
ادبیات جاده ای به مجموعه ای از افکار ،گفتار و کرداری گفته می شود که در دنیای رانندگی و رانندگان جریان دارد. آنانی که کارشان «دل کندن از یار و دیار و دل دادن به فراز و نشیب جاده ها و خیابان هاست.
با این نگاه ادبیات جاده ای می تواند طیف وسیعی داشته باشد. اما هدف ما در این جا پردازش قسمتی از این نوع ادبیات یعنی نوشته هایی است که در جای جای بعضی از خودروها به چشم می خورد و نظر بینندگان را به خود جلب می نماید.
این نوشته ها گاهی شعر و گاهی نثر وگاهی به صورت بیت و گاهی هم مصراع و حتی نیم مصراع در جاهای مختلف خودرو ،خود نمایی می کند.
ره گیری نقطه ی آغاز ادبیات جاده ای و شماره کردن نخستینه های آن کاری دشوار است اما با توجه به این که شعر، هنر مسلّم ایرانیان بوده و عشقی ذاتی به این نوع هنر در اکثر ایرانیان وجود دارد می توان حدس زد که پیشینه ی ادبیات جاده ای به روزهای نخست ورود ماشین به ایران باز می گردد و حتی پیش تر از آن این نوع ادبی در راکبان و کاروانیانی که با اسب و شتر به حمل مسافر و بار و غیره می پرداختند به صورت شفاهی متداول بوده است.
این نوشته ها که در سطرهای آینده به آن ها خواهیم پرداخت ،گاهی عالی ترین ابیات از شاعران طراز اول ایران و جهان هستند و گاه از ساخته های شاعران گمنام و افرادی خوش ذوق و قریحه ی اهل کوچه و بازار با موضوعاتی چون عشق،عرفان،حماسه،شکواییه و...
میزان زیبایی و گیرایی این نوشته ها،ارتباط مستقیمی با ذوق و سلیقه و تجربیات رانندگان ،فضای فکری و اندیشگی آن ها و یا نویسندگان آن دارد به طوری که با خواندن همین نوشته ها و دیدن طرح ها و نقاشی ها می توان به سن و سال ،محل زندگی ،تجربیات و موقعیت روحی و روانی رانندگان آن پی برد به عبارت دیگر این نوشته ها به نوعی شناسنامه ی صاحبان و راکبان خودروها به شمار می آیند.
این نوشته ها را می توان در همه جای کشور در خودروها و بر آن ها دید، اما خودروهایی که این نوشته ها را در جای جای خود جای داده اند نسبت به تعداد و انواع ماشین ها محدودند معمولاً این نوشته ها را می توان در خودروها یی مثل(نیسان،کامیون،خاور،اتوبوس،مینی بوس،پیکان،تریلی،فوردگاز،وانت،مزدا و...)دید.
مطالب معمولاً در داخل و بیرون خودرو ها،سپرها،بالای اتاق کامیون ها،گل پخش کن ها و باک ماشین های سنگین،روی شیشه های عقب،بدنه و غیره به خط و زبان(عربی،لاتین،فارسی،ترکی،مازنی و...)نوشته می شوند.
از آنجایی که انتخاب نوع متن امری ذوقی و سلیقه ای است تنوع موضوعی در ادبیات جاده ای امری انکار ناپذیر است و قالب بندی های موضوعی نمی تواند جامعی لازم را داشته باشد.با این همه مهم ترین موضوعات یافته شده را می توان در یک تقسیم بندی کلی این گونه برشمرد:
«مناسبت های کاری،التجا و توسل ،گردن نهادن بر تقدیر و سرنوشت،توصیف خودرو،علاقه به زادگاه،تعریف زندگی،حدیث دوست،زندانه ها،مهرانه ها،مادرانه ها،انتقال تجارب،عاشقانه ها،غم نامه ها،مناجات هاو نیایش ها و...
از این مقدمات که بگذریم به نظر راقم این سطور،این نوشته ها در هر نوع ماشینی و در هر جایی می تواند یک پارازیت و پاشنه ی آشیل تلقی گردد و عامل حواس پرتی رانندگانی قرار می گیرد که در جلو،عقب،روبه رو یا به موازات خودروی مورد نظر در حرکتند.
به عبارت دیگر این نوشته ها همانند بی احتیاطی ها ،نقص خودرو،عدم رعایت هشدارهای مأموران راهداری و پلیس راه،عدم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی،استاندارد نبودن جاده ها،مشکلات روحی و جسمی و غفلت ها و خواب آلودگی رانندگان و... می تواند عامل تصادفات ناگوار رانندگی گردد.
پس نقاشی ها،طرح ها و انواع نوشته در خودروها با ارجاع به اصل عقلانیت چندان پسندیده و ستودنی نیست اگر به صورت غیر کنترل شده معمول شود.
خوب است مسئولین امر دستور العملی در این زمینه تهیه نمایند و مخصوصاً پیام های مهم راهنمایی و رانندگی جایگزین برخی از جملات و عبارت های خنثی و غیر ضروری گردد.ونوع این نوشته ها را به کنترل در آورده وبا هدف بهینه سازی واثر بخشی نظارت نمایند
اما به نظر می رسد پاره ای از همین نوشته ها،نقشی پدرانه و پلیسی دارند و راننده را به آرامش و عاقبت اندیشی فرا می خوانند،توجه او را به نگاه منتظر خانواده و روز های خوش آینده جلب می کنند و آبی می شوند و بر آتش اعصاب او،از سبقتی بی جا دست می کشد و تلافی کردار راننده ای خاطی را فراموش می کند و در نهایت کنترلش را به دست می گیرد.
نمونه ها
*آهسته برانید،به مقصد برسانید./
به خاطر اشک مادر احتیاط کن./
عجله نکن ،مگر شیطانی؟/این نیز بگذرد
*یک لحظه هوس رانی،یک عمر پشیمانی/
گذشت،خصلت مردان است/
رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
*پامنه بیرون زخط احتیاط تا چو طومارت نپیچاند بساط
*هر کس به فکر خویش است،تو هم به فکر خود باش
*آهسته برانید سلامت برسانید
خود را به مریض خانه و زندان نکشانید
*داداش،مرگ من یواش امان از دست گلگیر ساز و نقاش
*مواظب باش رفتارت منطقی باشد
مبادا سبقت پایان این زندگی باشد
*در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای
سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای
*شتاب در رانندگی،گامی به سوی مرگ ناخواسته و ...
منابع
1-یادداشت هایی از راقم این سطور تحت عنوان یافته های راه
2-ادبیات جاده ای /جواد جلیلی/ناشر وفایی/چاپ دوم 1384
3-ادبیات جاده ای/احمد پاوند سواد کوهی/وارش وا/چاپ اول/1384