تبليغاتX
تلاجن-Talajen

تلاجن-Talajen

شعر ،نقد و مقالات ادبی و ...

ش ن اخ ت ن ام ه

 

 

اصلا شمالی ام

رمه ای اسب با نعل نقره ای در من

تمام تنفسم

طعم علف و البرز می دهد  

بوی شالی و شوکا

جنگلی جنون

مرا به کوه می کشد

کافی شاپ من زیر درخت بیدی در دامن دماوند  

با رندانی که

ف نگفته تا فریمان می روند

فال فروغ می گیرند  و فکر می کنند

 به آیه های زمینی اش  

 

اینجا به درخت می گویند  دار

 و از هر کجای شبش می توان ستاره چید البته از نوع  آسمانی اش

ووقت رسید ن ما را هیچ ساعتی هم نمی داند

 

 سالی دوازده بار ،غرق می شوم در خاطرات دریایی

همیشه کسی در من خواب درخت شدن می بیند

بی حضور تبر زن و دیوار

 و دلخوش به دور بینی نیما

(....بر بسیط خطه ی آرام

می خواند خروس از دور

می گریزد شب،

                    صبح می آید ...)

 

دروغی در کار نیست

نیم عمر خود را در کنار  شما

وتمام آن را در راه و ررویا زندگی کردم

بی آبخاک و آتشباد

و

 پ

      ر

         ت

شدم از وهمی به وهم دیگر

قبلا

گفته بودم جایی  ، جای شیون نوری

مرا شهید اضطراب زمانه صدایم کنی ،بد نیست

+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 1:44  توسط shivan_noori  | 

                       ادبیات جاده ای و نقش پارادکسیکال

           ادبیات جاده ای به مجموعه ای از افکار ،گفتار و کرداری گفته می شود که در دنیای رانندگی و رانندگان جریان دارد. آنانی که کارشان «دل کندن از یار و دیار و دل دادن به فراز و نشیب جاده ها و خیابان هاست.

       با این نگاه ادبیات جاده ای می تواند طیف وسیعی داشته باشد. اما هدف ما در این  جا پردازش قسمتی از این نوع ادبیات یعنی نوشته هایی است که در جای جای بعضی از خودروها به چشم می خورد و نظر بینندگان را به خود جلب می نماید.

       این نوشته ها گاهی شعر و گاهی نثر وگاهی به صورت بیت و گاهی هم مصراع و حتی نیم مصراع در جاهای مختلف خودرو ،خود نمایی می کند.

      ره گیری نقطه ی آغاز ادبیات جاده ای و شماره کردن نخستینه های آن کاری دشوار است اما با توجه به این که شعر، هنر مسلّم ایرانیان بوده و عشقی ذاتی به این نوع هنر در اکثر ایرانیان وجود دارد می توان حدس زد که پیشینه ی ادبیات جاده ای به روزهای نخست ورود ماشین به ایران باز می گردد و حتی پیش تر از آن این نوع ادبی در راکبان و کاروانیانی که با اسب و شتر به حمل مسافر و بار و غیره می پرداختند به صورت شفاهی متداول بوده است.

      این نوشته ها که در سطرهای آینده به آن ها خواهیم پرداخت ،گاهی عالی ترین ابیات از شاعران طراز اول ایران و جهان هستند و گاه از ساخته های شاعران گمنام و افرادی خوش ذوق و قریحه ی  اهل کوچه و بازار با موضوعاتی چون عشق،عرفان،حماسه،شکواییه و...

          میزان زیبایی و گیرایی این نوشته ها،ارتباط مستقیمی با ذوق و سلیقه و تجربیات رانندگان ،فضای فکری و اندیشگی آن ها و یا نویسندگان آن دارد به طوری که با خواندن همین نوشته ها و دیدن طرح ها و نقاشی ها می توان به سن و سال ،محل زندگی ،تجربیات و موقعیت روحی و روانی رانندگان آن پی برد به عبارت دیگر این نوشته ها به نوعی شناسنامه ی صاحبان و راکبان خودروها به شمار می آیند.

        این نوشته ها را می توان در همه جای کشور در خودروها و بر آن ها دید، اما خودروهایی که این نوشته ها را در جای جای خود جای داده اند نسبت به  تعداد و انواع ماشین ها محدودند معمولاً این نوشته ها را می توان در خودروها یی مثل(نیسان،کامیون،خاور،اتوبوس،مینی بوس،پیکان،تریلی،فوردگاز،وانت،مزدا و...)دید.

           مطالب معمولاً در داخل و بیرون خودرو ها،سپرها،بالای اتاق کامیون ها،گل پخش کن ها و باک ماشین های سنگین،روی شیشه های عقب،بدنه و غیره به خط و زبان(عربی،لاتین،فارسی،ترکی،مازنی و...)نوشته می شوند.

              از آنجایی که انتخاب نوع متن امری ذوقی و سلیقه ای است تنوع موضوعی در ادبیات جاده ای امری انکار ناپذیر است و قالب بندی های موضوعی نمی تواند جامعی لازم را داشته باشد.با این همه مهم ترین موضوعات یافته شده را می توان در یک تقسیم بندی کلی این گونه برشمرد:

        «مناسبت های کاری،التجا و توسل ،گردن نهادن بر تقدیر و سرنوشت،توصیف خودرو،علاقه به زادگاه،تعریف زندگی،حدیث دوست،زندانه ها،مهرانه ها،مادرانه ها،انتقال تجارب،عاشقانه ها،غم نامه ها،مناجات هاو نیایش ها و...

            از این مقدمات که بگذریم به نظر راقم این سطور،این نوشته ها در هر نوع ماشینی و در هر جایی می تواند یک پارازیت و پاشنه ی آشیل تلقی گردد و عامل حواس پرتی رانندگانی قرار می گیرد که در جلو،عقب،روبه رو یا به موازات خودروی مورد نظر در حرکتند.

       به عبارت دیگر این نوشته ها همانند بی احتیاطی ها ،نقص خودرو،عدم رعایت هشدارهای مأموران راهداری و پلیس راه،عدم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی،استاندارد نبودن جاده ها،مشکلات روحی و جسمی و غفلت ها و خواب آلودگی رانندگان و... می تواند عامل تصادفات ناگوار رانندگی گردد.

      پس نقاشی ها،طرح ها و انواع نوشته در خودروها با ارجاع به اصل عقلانیت چندان پسندیده و ستودنی نیست اگر به صورت غیر کنترل شده معمول شود.

    خوب است مسئولین امر دستور العملی در این زمینه تهیه نمایند و مخصوصاً پیام های مهم راهنمایی و رانندگی جایگزین برخی از جملات و عبارت های خنثی و غیر ضروری گردد.ونوع این نوشته ها را به کنترل در آورده وبا هدف بهینه سازی واثر بخشی نظارت نمایند

    اما به نظر می رسد پاره ای از همین نوشته ها،نقشی پدرانه و پلیسی دارند و راننده را به آرامش و عاقبت اندیشی فرا می خوانند،توجه او را به نگاه منتظر خانواده و روز های خوش آینده جلب می کنند و آبی می شوند و بر آتش اعصاب او،از سبقتی بی جا دست می کشد و تلافی کردار راننده ای خاطی را فراموش می کند و در نهایت کنترلش را به دست می گیرد.

نمونه ها

*آهسته برانید،به مقصد برسانید./

به خاطر اشک مادر احتیاط کن./

عجله نکن ،مگر شیطانی؟/این نیز بگذرد

*یک لحظه هوس رانی،یک عمر پشیمانی/

گذشت،خصلت مردان است/

  رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود  

  رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود

*پامنه بیرون زخط احتیاط        تا چو طومارت نپیچاند بساط

*هر کس به فکر خویش است،تو هم به فکر خود باش

*آهسته  برانید  سلامت  برسانید  

  خود را به مریض خانه و زندان نکشانید

*داداش،مرگ من یواش   امان از دست گلگیر ساز و نقاش

*مواظب باش رفتارت منطقی باشد         

  مبادا سبقت پایان این زندگی باشد

*در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای    

   سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای

*شتاب در رانندگی،گامی به سوی مرگ ناخواسته و ...

 

منابع

1-یادداشت هایی از راقم این سطور تحت عنوان یافته های راه

2-ادبیات جاده ای /جواد جلیلی/ناشر وفایی/چاپ دوم 1384

3-ادبیات جاده ای/احمد پاوند سواد کوهی/وارش وا/چاپ اول/1384

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 23:22  توسط shivan_noori  | 

                     یوش و لزوم ایجاد و توسعه ی نیماییه

 

مازندران دارای جاذبه های توریستی و اکوتوریستی فراوانی است که هر یک می تواند در سایه مدیریتی خلاق و توسعه گرا، آبادانی و درآمدزایی را موجب گردد و این همان چیزی است که امروزه بسیاری از دولت ها را به خود مشغول ساخته و می تواند سهم بزرگی از درآمد سالیانه کشورها را تامین نماید.

یکی از بناهای مهم و تاریخی مازندران که می تواند به سهم خود، نقش مهمی را در جذب گردشگران و پژوهندگان و علاقه مندان داخلی و خارجی ایفا کند و به تبع آن باعث توسعه، رونق اقتصادی و درآمدزایی مازندران گردد، و نقد و نگاه و حمایت های جهانی را هم به همراه دارد،  منزل نیما در یوش است که حدود 300 سال قدمت دارد.

بارها از طریق رسانه های کشوری و استانی دیدیم و شنیدیم و خواندیم که با اختصاص فلان قدر بودجه ،منزل نیما تعمیر و ترمیم می شود .

     البته انکار نوسازی و ترمیم طی این سالها نوعی ناسپاسی است اما حوزه این پردازش و صرف هزینه بسیار بسیار محدود است که عموما صرف تجدید سنگ فرش و دیوار و گچ کاری و خشت و خاک شده است و نمود چندانی هم با توجه به مبالغ هزینه شده ندارد و بخش عظیم و مهمی از کار که زاییده ا ی مدیریتی خلاق و فرهنگی نگرانه است، چون حلقه های مفقوده ای گم مانده و فراموش شده است.

در اکثر اماکن از این دست (مزار فرزانگان و نامداران) تمهیداتی اندیشیده شده، جهت ایجاد انگیزه ، لذت بیشتر مراجعه کننده ، وجود بازار فرهنگی، امکان یافت خوردنی و نوشیدنی و ماندن بیشتر و ...

اتفاقا در یوش به علت دوری با مرکز بخش بلده بعد مسافت و خسته کنندگی راه و ساختار روستایی اش تهیه و تمهید این مقدمات ضروری تر به نظر می رسد اگر بخواهیم ...

به علت همین کمبودها هر زائر و علاقه مندی که به یوش می آید، نیامده باید بار سفر ببند چون هیچ امکاناتی جهت اتراق و ماندگاری چند ساعت بیشتر ندارد. راستی امکان دستیابی به  یک استکان چای چقدر می تواند خستگی را از تن بزداید و ...

به عبارت ساده تر ضرورت ایجاد یک استراحتگاه، مهمان پذیر، موزه، کتابخانه، کتاب فروشی و نمایشگاه آثار نیما محصولات یومی و صنایع دستی منطقه که در مورد نیما و انقلاب ادبی اش نوشته شده و غیره کاملا احساس می شود.

اتخاذ این تدابیر یعنی:

- زدودن خستگی راه از دل زائر و مسافر و لذت بخش ساختن مسافرتش.

- امکان تجدید این سفر به جهت سوغات و تبلیغاتی که شخص به شهر و دیارش می برد.

- ایجاد نوعی درآمد زایی از محل فروش آثار سمعی و بصری و نوشتاری و صنایع دستی و ...

- امکان برپایی کتابخانه یا نمایشگاهی از کتابهایی که از نیما و در مورد نیما در ایران و جهان نوشته شده است.

- حفظ و اعتلای میراثی که ما به عنوان مازندرانی وارث آن هستیم.

- توسعه صنایع دستی منطقه به جهت امکان عرضه آن در مکانی مشخص و ...

    سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مازندران و همه نهادها و مسئولین استانی، شهرستانی و منطقه ای که به نوعی بنا به شرح وظیفه در این گونه امور دخالت و مسئولیت دارند اگر بخواهند و بتوانند حداقل امکانات را در داخل حیاط نیما که به جهت ساختار بنا، آمادگی انجام بسیاری از موارد مطروحه را دارد کمک بزرگی به توسعه گردشگری و آبادانی مازندران خواهند کرد.

    آن وقت می توانیم پیروز و پرغرور بگوییم حیثیتی که نیما برای سرزمین ما رقم زده است پاس داشته و توانسته ایم گام های جدی اما متفاوت و موثر، حداقل هم سنگ دیگر اماکن از این دست برداشته ایم و از این فراتر یک پروژه جدید جهت جذب و جلب درآمد ارائه کرده ایمامکان توفیق سرمایه گذاری در یوش اولا به دلیل حضور و وجود خود نیماست و بعد خود یوش به علت قدمت، معماری بناها و جلوه های طبیعی و اکوتوریستی و جاذبه های آب و هوایی منطقه و غیره.

          امروزه (استراتفورد) زادگاه شکسپیر یکی از مناطق مهم توریستی انگلستان و به تبع آن منبع درآمد آنجاست در حالی که به گزارش کسانی که استراتفورد را دیده اند به لحاظ جلوه ها و جاذبه ها چیزی از یوش اضافه ندارد. فقط دولت و سازمان های تابعه جهت بالا بردن نرخ درآمد ،تسهیلات لازم را گسترش دادند و سرویس یابی گردشگران را آسان ساخته اند و حرمت میهمان و میزبان را توامان حفظ کرده اند.

          در آنجا حداقل می توانی پس از بازدید  ،یک کتاب از شکسپیر را به عنوان سوغات این سفر فرهنگی خریداری کنی و خاطره این سفر را با داشتن و خواندن همین کتاب تا مدت ها مرور نمایی.

          جهت افتتاح و آماده سازی این کتابخانه و کتابفروشی پیشنهادی کافی است بعد از تشکیل کمیته سرپرستی آگهی های مربوط در روزنامه ها و مجلات  چاپ گردد و یقین دارم علیرغم دربه دری و نا به سامانی اقتصادی اکثر اهالی قلم این مملکت به جهت حاکمیت روح همکاری و همرکابی می توان مجهزترین و تخصصی ترین کتابخانه ی  کشور را در روستای کوچک یوش در معرض دید عموم گذاشت و فکر می کنم کمتر ناشر، نویسنده و شاعر و هنرمندی در استان و کشور است که با دیدن خواندن و شنیدن این آگهی ها به افتخار و احترام نیما استقبال نکند.

      همچنین در حال حاضر در یوش اماکنی وجود دارد که در صورت صرف هزینه ای اندک جهت تجهیز و ترمیم، می توان استراحتگاهی برای اسکان و خستگی زدایی و امکان ایجاد فرصت برای پژوهندگان و علاقه مندان به نیما و یوش و مازندران فراهم ساخت. مثلا مدرسه راهنمایی یوش که در نزدیکی منزل نیما است و سال هاست به علت نداشتن دانش آموز متروکه می باشد، با توافق مسئولان ذیربط در این زمینه هم می توان از تخریب و ویرانی این بنای ساخته شده جلوگیری کرد و هم با ترمیم و تجهیز آن بخشی از انتظارات مراجعه کنندگان را برآورده ساخت.

      تهیه سالن جهت برگزاری شبهای شعر، تجهیز حیاط نیما به تریبون و میکروفون و دیگر لوازم جهت ایجاد انگیزه و حضور و ... به کمبودهای شایسته رفع بالا اضافه کنیدهمان طوری که انتقال کالبد نیما به یوش روزی جز رویاهای علاقه مندانش بود رفع کمبودهای بالا با توجه به افزونی مراجعات داخلی و خارجی به یوش و شعار دولت مبنی بر توسعه مراکز توریست پذیر از همین حالا می تواند شروع شود . اگر ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 23:57  توسط shivan_noori  |